دردهای یک زخمی
مثل کفتار زوزه میکشم شب را ،شکل یک زخم روتن یک بیمار
یک سرتگ آلوده تو رگم پرازویروس دلتنگی ووحشت،مثل یه گربه لگد خورده خاطراتش تو کوچه خلوت
اثرسیلی دبیر رو صورت ،بغض انگشت از فشار مداد
توی چت پشت یه مانیتور خسته،بی کسی های خسته ام رو بغل کردی
من توروبوکشیدم ازغم ولی تو امشب فیروزا گوش میکردی
یک درختم که کرمهای تنش تنها دلخوشی شب هاشن،یک کویری که خواب میبینه روی تنش آب میپاشن
خارج از بحث یه نت لالم که دل از سنفونی شدن کرده،بی صداتر ازهمیشه داره با چشمای خیس میخنده
مجنونی که گیتارش رو با چش توکور کرد چقدر شعر شدم برات با ردیف برگرد
مثل قلیانم با هر نفس که میزنن ازته سردوازبالا آتش،خلاصه شدیم خاکستر سیگار
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20:11 توسط milad
|