کوچولوی شیطون
دنیای بچه ها واقعا خ قشنگه
اینطور نیست؟!

دنیای بچه ها واقعا خ قشنگه
اینطور نیست؟!

ازتهی سرشار،
جویبارلحظه ها جاریست.
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند اب،واندر اب بیند سنگ،
دوستان ودشمنان را میشناسم من.
زندگی را دوست میدارم،
مرگ را دشمن.
وای اما-باکه باید گفت این؟من دوستی دارم که به دشمن خواهم....
چون تو ایامی مثل تعطیلات همدیگرو نمیبینیم و برای بعضی حرفها از نظر استفاده میکردیم تصمیم گرفتیم که یه چت روم داشته باشیم که هم راحت تر حرف بزنیم هم بهتر از حال هم با خبر بشیم(نه مثل جریان خانوم یدالله زاده که خیلی دیر فهمیدیم)
خلاصه این چت ازمایشی کار میکنه
اگه نظری دارید یا موافق هستید یا مخالف لطفا بگید
حالا پیشنهاد یا توضیحی هم ک بود بنویسید ک اگه من اشتبــــاه فکرکردم رفع بشه و اگه تاییدش میکنید حل بشه و دیگه موارد اینچنینی نبینیـــم،چ تو کلاسهامون و چ توی وبلاگ گروهیمون
باتشکر
می دونم همچین چیزی غیر ممکنه اما یه جورایی با زورم که شده تصور کنید دو تا ذکور رفتن بهشت :
هر روز که همدیگرو می بینن شروع می کنن به خالی بستن :
و میگن.........
اولی: بابا اینجا چقدر اروپاست !! البته من زیادخارج نبودم, یه 10_20 مرتبه بیشتر نرفتم, ولی تقریبا همین جوری بود .
دومی : آره خوب ... به خصوص اینجایی که من هستم , یه کافی شاپ داره که غروبا حوریای خوشگل میان اونجا ....
من اصلا تو نخشون نیستما ! خودشون هی شماره میدن (!!!)
_ ای بابا کار من دیگه از این جور چیزا گذشته ... دیروز فکر میکنی کی رو دیدم ؟؟ 296 امین دوست دختری که تو زمین داشتم ! کلی براش مایه گذاشته بودم ... نامرد یه خواستگار پولدارتر داشت , به خاطر اون منو ول کرد ! دیروز دم در بهشت چند نفر بهش گیر داده بودن ... اول که بهش می گفتن آرایش ات رو پاک کن بعد برو تو ... بعدا گفتن تو دل یکی رو شکوندی, اینطوری نمیشه بری .. به منم گفتن می تونی به ازای بخشیدنش بعضی از کارای نیکش رو بردارییا گناهاتو بدی به اون گفتم نه تو مرام ما نیست .... خلاصه داداش, مفتی بخشیدیمش اومد بهشت .از دیروزم کلی منتم رو می کشه ... ولی دیگه نمی تونم ..می فهمی که چی می گم ... نافرم حالمو گرفت.... بد شانسی رو می بینی ؟؟!! صد بار به مادرم ایناگفته بودم بابا وقتی من مردم دو تا CD داریوش دارم اونا رو هم بذارین کنارم ... نذاشتن که !!!!! واسه اینجور مواقع گفته بودم دیگه !!
_ بی خیال بابا , غروب بیا بریم بیرون , به من یه ماشین دادن آخر سرعته ...
حالا مثل ماشینی که خودمون داشتیم که نیست ... ولی خوب بدم نیست (!!)
_ بهت فقط یه ماشین دادن ؟؟!! بیا ببین به من یه خونه دادن , راه که میره هیچ ! پروازم میکنه (!!) یه کامپیوترم بهم دادن ! ... هر وقت مادرم اینا رو زمین , فاتحه ای , صلواتی , چیزی برام می فرستن , کانکت می شیم, یه webcam هم داریم خلاصه کلی حال می کنم دیگه ... _ نه خوب .. من که اصلا هر وقت دلم هوای زمین رو می کنه دستور می دم خانوادمو یه سر بیارن و ببرن , اینترنتی حال نمیده ... هفته ای 5-6 بار میان بهشت , میرن زمین .... (!!!!)
در انتها, بس که ایندو تا خالی می بندن , فرشته ها دست به دامن خدا میشن, که پروردگارا.. هر کدوم هزارسال عبادتمونو میدیم , ولی اینا رو از اینجا ببر .. حالا این دو تا الان توجهنم هستن , کم نمیارن که !! نمی خوان نشون بدن که چه عذابی دارن می کشن :
_ اونجا هوا چطوره ؟
_ عالی ... یه موقع هایی گرم میشه ... ولی همش دارن بادم می زنن ... اونجا چطوره ؟
_ اینجا که یه موقع هایی اونقدر هوا خوبه آدم هوس می کنه با یه زیر پیرهنی بره اسکی (!!!!!) امروز ناهار چی خوردین ؟
_ م م م ... امروز ناهار اینجا به همه قیر می دادن , اما من زنگ زدم برام پیتزا آوردن . اوضاع احوالت چطوره ؟
_ هیچی .. هر روز چند نفر میان ماساژم میدن ... نمی دونم چرا یه خورده سفت ماساژ میدن (!) آدم استخوناش می پکه
اگر ک جواب کسی داده نشد یا تشکرهاتون، خاهش میکنم ناراحت نشید
مطمئن باشید تشکرها و توجه تون برام مهمه
با تشکر از همگی
تو این پست ی ترفند از گوگل رو میذارم
گفتم شاید بدنباشه ترفند ها و اطلاعات هرچند جزیی مون رو باهم ب اشتراک بذاریم.
به وسیلهی موتور جستجوی گوگل میتوان تقریباً تمامی واحدهای اندازهگیری شناخته شده را به یکدیگر تبدیل کرد. دما، طول، وزن، سرعت، صدا، مساحت، سوخت، زمان و حجم دیجیتال این واحدها هستند.
شما میتونید مستقیماً مقیاس مورد نظر خودتون رو در موتور جستجوی گوگل جستجو کنید. به عنوان مثال برای اینکه بدونیم 10 سانتیمتر چند اینچ خواهد بود
این عبارت را جستجو خواهیم کرد:
10 cm in inch
من بیشترشون رو امتحان کردم جواب میده
امیدوارم براتون مفید باشه.

:-/
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه.
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما از تاریخ کشورت هیچی ندونی.
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی.
فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی...
فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی.
فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و گرسنگی و درموندگی همسایه بغلیت رو ندونی.
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه.
فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی.
فقر اینه که ماشین ان میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی.
فقر اینه که به زنت بگی کار نکن، ما که احتیاج مالی نداریم.
فقر اینه که همه جا شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته.
فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی های تو چی هستن بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون.
فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه.
خواهشا آقایون مراقب خودتون باشد...

:-دی
سلام ب همه همکلاسیها و دوستای خوبم
این موفقیت افتخار آفرین رو باید جشن گرفت چون بعد از مدتها تلاش و جستجو و پناه آوردن ب احضار شاهدین و ...بلاخره تونستم مشکل ورود ب بلاگفارو حل کنم و ب جمعتون افزوده بشم! :-)


امیدوارم فرصت کافی رو داشته باشم برای همکاری؛ و مطالب و پستهایی رو ک میذارم مورد پسندتون واقع بشه
و در آخر با تشکر از مدیر وبلاگ و همگی بخاطر همکاریاتون
صاعقه، همیشه به قله های بلند اصابت می کند.
وقتی از موفقیت کوهی می سازی، کنار آن دره ای ایجاد نکن!
اگر می خواهی در زندگیت معجزه ای رخ بدهد، حداقل عصایت را بیانداز!
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداشته باشد، هرگز تندیسی زیبا نخواهد شد.
از آن نترس که روزی زندگانیت به پایان برسد، از آن بترس که هیچ وقت زندگی را شروع نکنی!
ترجیح می دهم که ثروتمند زندگی کنم، به جای آنکه ثروتمند بمیرم.
بعضی از مردم یک عمر گرسنه می مانند تا این که مباد یک روز گرسنه بمانند!
اگر کله های خالی هم مثل شکمهای خالی سر و صدا میکرد. وضع دنیا بسیار بهتر از این می شد!
خالی ترین ظرف ها، بلندترین صداها را می دهد.
برای انسان گرسنه، ساعت هر چند که باشد، هنگام قهر است.
بهتر است که دوبار سوال کنی، تا این که یک بار راه را اشتباه بروی!
بیشتر بدبختی های ما، قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دیگران درباره آن ها می کنند.
شاید زندگی آن جشنی نباشد که ما آرزویش را داشتیم، اما حالا که به آن دعوت شده ایم، بگذار تا می توانیم برقصیم.
آن ها دو تن بودند با هم، ما صدتن بودیم تنها!
کدام را دوست داری، ریاست جهنم! یا دربانی بهشت!
ذهن ها هم مانند چترهای نجات هستند، فقط وقتی که باز شوند عمل می کنند.
کسی که می تواند، انجام می دهد، و کسی که نمی تواند ، انتقاد می کند.
برای ترساندن موش، خانه ات را آتش نزن!
افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ آن است که در همان جا بمانی!
شجاعت به معنای نداشتن ترس نیست، به معنای غلبه بر ترس است.
کودکان با قطار ایستاده کاری ندارند، آن ها همیشه به قطاری که حرکت می کند، سنگ می زنند.
نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین ها پایان نمی پذیرد، دیر یا زود،برد با کسی است که بردن را باور دارد.
خداوند امید شجاعان است، نه بهانه ترسوها!
بزرگ ترین زرنگی، پنهان کردن زرنگی است.
منتظر بهترین باش، اما خودت را برای بدترین آماده کن!
اگر نمی توانی هل بدهی، بکش! اگر نمی توانی بکشی، راه را سد نکن!
شکست های زندگی درهای پیروزی را می گشاید، و غرور آن ها را یکی پس از دیگری می بندد.
سلام خدمت دوستای گلم.با اینکه سرم خیلی شلوغه و خونه نیستم اما دلم نمیاد از حظور مبارک خودم بی نسیبتون کنم و از این لحظات استفاده کنید(البته با کمال معذرت اینا همش اغراقه!)
اینبار تصمیم گرفتم تو حوضه ادبیات حسابی سنگ تموم بذارین و به این سوال بنده جواب بدین (که هر کی جواب کامل روبده هدیه ویژه داره).
سوال یک بیت شعر است از لاادری که شامل 14صنعت ادبی_ارایه_پشت سرهم است که در اخر با تبدیل ارایه ها به هم معنای نهفته بیت شعر اشکار میشود.
_راهنمایی:ارایه تازی،دری،قلب،تصحیف این چهار ارایه عناصر اصلی و قابل استفاده است._
شعر: به تازی و دری و قلب وتصحیف ز لعل یار خواهم ضدشرقی
معلم کمی فکر کرد و گفت : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می
آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : ....
نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو!
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ،ولی ما چطور می توانیم
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی رامی گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
و از دیدگاه هر کس متفاوت است____!
تازگیا دیدم دوستام به شعرای حسین پناهی علاقه مند شدند گفتم بد نیست این مطلبو بذارم اگه دوست داشتین اشعارشم دارم بعدا میذارم تو وب.
نامش حسين بود و شهرتش پناهي دژآوه، دژآوه را براي اختصار نمي گفتند اما او منش و نام زادگاهش را در رفتار و
حرآاتش حفظ آرده بود و با خود همه جا مي برد دژآوه جايي بود در استان آهكيلويه و بوير احمد نزديك دهدشت، روستايي
.زيبا با همه مشخصه هاي يك روستاي محل سكونت قوم لُر
پناهي از سال 1335 آه در دژآوه به دنيا آمد تا اوايل دهه 60 روزگارش درهمان روستا به تحصيل و آار و بار گذشت تا آن
آه بعد از فراغت از تحصيل متوسطه در بهبهان، سوداي پاسخ گفتن به پرسش هايي بزرگ تر به جانش افتاد و او را به حوزه
.درس آيت الله گلپايگاني در شهرستان قم آشاند
"مرحوم حسين پناهي"
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم
عمری است لبخندها ی لاغر خود را در دل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا...!
اما...
در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست.
آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند...؟
شاید امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی نه هست های ما چنانکه بایدند
نه بایدها...
1.الان توی اینترنتی
2.الان توی وبلاگ باحالی هستی(اعتماد ب نفسو باش).
3. یک انسان هستی
4.الان داری پست منو میخونی
5.تو نمیتونی با زبون بیرون بگی ژ
7.الان داری امتحان میکنی
8.الان خنده ات گرفت
9.اصلا ندیدی که عدد 6 رو جا انداخته ام
10.الان چک کردی ببینی واقعا جاانداختم عدد 6رو یا نه
11. الان باز خندیدی
12. نمیدونی که من یه عدد رو هم چند بار نوشتم
13. الان چک کردی ببینی کدومه
14. پیداش نکردی و داری فحشم میدی
15. ولی نمیدونی که منم درم به تو میخندم چون منظورم
عدد 1 بود که 8 بار تا الان نوشتم ..
سلام بچه ها، باور کنید این هزارمین بار که میگم هیچکدوم از کامنت ها و پست های من مخاطب خاص نداره خواهشآ شاکی نشید اگه پست هام یا در جواب کامنت تون جملاتی نوشتم فقط به خاطر زیبایی جمله اس نه شخص خاصی.. اگرم کسی با جواب دادن کامنت هام ناراضی بگه تا کامنت ایشون رو جواب ندم.. از همتون ممنونم.
بنظر شما این مهندس چرا همچین کاری کردنگهبان را اخراج کرد؟
گناه؟
نه چاره ای نبود!
طعم سیب میداد....لبانت!
طاق زدم بهشت را با آغوشت...
حرفش را ساده گفت:
من لایق تو نیستم!!!
اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یادآوری کند
یا خیانت خودش را توجیه...
همیشه منتظر کســی باش . .
که تو رو با همه ی دیوونگـــیت و خل بازیاتــ قبــول داــشته باشه
و تو رو به همــه نشــون بــده و بگه:
ایـن دــیوونه خــل.. عشــق و جیگر منه
تنهایــے آבمــے را عــوض مے کنــב ؛
از تــو چیــزے مـے سازב که هیـچ وقــت نبــوבے . . .
گاهــے آنقـבر بـے تفـاوت مے شــوے که פـتـے اگر בر جایــے با هـــم בیـבیشـان
פـتـے پلـک هــم نــزنــے !