یکم بخندیم..!!
پدر به دختر: دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟
دختر: دارم ماهو میبینم بابایی!
پدر: پس بی زحمت به ماهت بگو خبر مرگش اون ماشینشو خاموش کنه،
صداش نمیذاره بخوابیم!!!
سه نفریه جایی نشسته بودن یه نفرشون یه عددمیگفتو میزدن زیرخنده...یه نفراومدوبهشون گفت:قضیه این عدداچیه؟گفتن:چون حوصله نداریم جوکهاروتاتهش تعریف کنیم واسه هرکدوم یه عددگذاشتیم.
هرکدوممون یه عددی رومیگه وماهم یاداون جوک میفتیم ومیخندیم.....به یارومیگن حالاتو یه جوک بگو!!!
طرف میگه۳۷:یهوهمشون میزنن زیرخنده وازشدت خنده اشکشون درمیاد...میگن:ایول!!!دمت گرم!!!!!!!این یکیو تاحالانشنیده بودیم!!!!!!!!!!!!
یارو میره خونه،میبینه زنش نیس...همه جارومیگرده،یهویادش میادمجرده!
قاضی به غضنفر : چرا 8 نفرو باماشین زیر گرفتی کشتی. غضنفر : والله آقای قاضی تو سرازیری با 150 تا سرعت داشتم می رفتم یهو دیدم روبروم بن بسته ،سمت چپ 1 نفر وایساده سمت راست 7 نفر ،گفتم جهنم ماشین بگیرم سمت چپ باز یه نفر و زیر بگیرم بهتر از 7 نفره،آقا من ماشینو گرفتم سمت اون یه نفر، اون فرار کرد به سمت 7 نفر منم دنبالش ......!
درسته دخترا از پسرا خوشگلترن ولی پیرمردا واقعا از پیرزنا خوشگلترن !
بعله ، ما آینده نگریم..!!!
حاجی کیست....؟!!!
شخصی است که خدا را هفت بار دور زده، چه برسه به بنده خدا ...
(دور از جون استثناهاشون)
گوگل عزیز ....
.
بذار حـــــــــداقل 2 تا حرف از نوشتمو تايپ کنم بعد حــــــــــــدس بزن آبرو حیثیتم رفت جلو بابام!!
سرجلسه امتحان من به استاد گفتم :استاد اگه میشه یه کمکی بکنین؟اونم دست کرد توجیبش 200تومن بهم داد!!!
و در آخر اینم تقدیم میکنم به همه همکلاسیا و دوستای وبلاگیمون!:
به انگشتانم که مینگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند . . . !