خبری ازت نبوده خیلی بیتاب تو بودم اومدم سراغت اما پرگریه شد وجودم خیلی دلتنگ تو بودم گل مهربون ونازم نمیدونم چرا اینجام یااصلا چم شده بازم اون همه قول وقرارات اومدم یادت بیارم اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم اینجاگل بارون امشب چقدر این فضا غریبه چرا من هیچی نمیگم چرا میخندم عجیبه؟اخه مجبورم بخندم کسی اشکامونبینه حالا کو تا باورم شه سرنوشت من همینه...............                                                    به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم ارزوم بود که من امشب پیش تو ایستاده باشم چه لباسای قشنگی بهت میاد چقدر عزیزم تو میخندی ومن از دور دارم اشکامو میریزم خوش سلیقه هم که بودی اره بهتر از من اونه سرتر ازم میدونم اون که میخواستی همونه.....تازه فهمیدم حسودم دست توتو دست اونه ای خدا انگاری اونم نقطه ضعفم رو میدونه حالا تو تو دستت حلقه ست دست اون حلقه تو دستات یا من اشتباه میبینم یا دروغ بود همه حرفات بله روبگو گل من تو ازم خیری ندیدی آرزوم بود ببینم تو تو رختای سفیدی حالا هر دو حلقه داریم توتودستت من تو چشمام تو زدی من موندم زیر قولت روی حرفات برو خوشبخت شی عزیزم توازم خیری ندیدی آرزوم بود که ببینم تو تو رختای سفیدی بله رو بگو گل من بگو و شرش رو بکن منو زندگی بی تو باورم نمیشه اصلا داره سردم میشه کم کم  خیس از اشکا لباسم همه گریه هامو کردم اشکیم نمونده واسم میزنم بیرون از اینجا بله رو میگی نباشم میرم اون بیرون دست به دامن خدا شم .......................بله روگفتی تموم شد دیگه این آخر کاره هی میخوام بگم مبارک ولی بغضم نمیزاره هق هقم تبریک من بود  من واسه تو گریه کردم قطره قطره های اشک رو به تو امشب هدیه کردم امشب تو جشنت عزیزم نمیدونی چی کشیدم اما کاش اشکام نبودن تورو واضحتر میدیدم دیگه چشمام نمیبینه دستمم نمینویسه دلخوشیم همین یه نامه ست گرچه اینم خیس خیسه آخرین جمله نامه همینه از ته وجودم برو خوشبخت شی عزیزم خیلی عاشق تو بودم...........................................