روزگاریست برهمه ما میگذرد وما بیخبر از خیلی چیزا .........

بیخبر از دلی که بخاط ما میتپد نفسی که  بخاطر ما در تلاش است که در جریان باشد کودکی که دستانش بخاطر روزگارش پبرشده  شاعری که شبانه احساسش را  در تنهاییش برای ما بیان میکند ............نمیدانم شاید منم درکش نکرده ام

اما بهر حال ما انسانیم و خیلی ها برایمان زحمت هایی کشیدن (کاشتند ومیخوریم)  که قدر دانش نیستیم نگویید اشتباه میگم اگه قدر دانی عملکردت چیست؟

نمیخام قدر دان باشید حداقلش اینه ما هم وظیفه انسان بودن را بجا اوریم وما هم چیزی تقدیم ایندگانمان کنیم.

شخصیتی که برای من مهم است (محمد ص )که در حقش کم لطفی شده و حتی در حق بزرگانی که تقدیرش کرده اند نیز اشتباه شده و بنا به اذعان عامه   مخالفش بوده اند(کافران) وتوهین کرده اند اما  در نوشتارشان غیر این است که چند موردرا برایتان جمع کرده ام و خود قضاوت کنید

    تولستوي: نويسنده و فيلسوف
    اخلاق گراي معروف روسيه كه آموزه هايش سرمشق رهبران بزرگ سياسي در جهان بوده است در كتاب اسلام و عرب دكتر گستاولوبون صفحه 154 و 159 نظريه صائبي در مورد پيامبر اسلام دارد.
    وي كه سرمشق افرادي همچون گاندي بوده چنين مي گويد: «شخص شخيص پيامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اكرام مي باشد. شريعت پيغمبر اسلام بعلت توافق آن با عقل و حكمت در آينده عالمگير خواهد شد.»
    ¤¤¤
    واشنگتون ايروينگ : نويسنده و كنسول آمريكا در اسپانيا در كتاب
Mohamad and his succesors مي گويد: «تمام آيات قرآن محكم و پرمعني مي باشد و از روي شعور نوشته شده است. بنابراين سندي كه باعث تسلي قلب خودمان در دست باشد نداريم.»
    ¤¤¤
    كارل ماركس : فيلسوف سياستمدار و انقلابي آلماني الاصل در قرن 19 با درك عميق از شخصيت پيامبر عظيم الشأن اسلام چنين اظهار مي دارد: «محمد مردي بود كه... از ميان مردمي بت پرست با اراده آهنين برخاست و آنان را به يگانه پرستي دعوت كرد و در دلهاي ايشان جاوداني روح و روان را بكاشت بنابر اين او را نه تنها بايد در رديف مردان بزرگ و برجسته تاريخ شمرد بلكه سزاوار است كه به پيامبري او اعتراف كنيم و از دل و جان بگوييم كه او پيامبر خدا بوده است.»
    (كتاب محمد عند علماء الغرب، ص101)
    ¤¤¤
    مهاتما گاندي : در كتاب اسلام شناسي غرب صفحه 36 مي گويد: «حيات شخص پيامبر اسلام بنوبه خود نشانه و سرمشق بارزي براي رد فلسفه عنف و اجبار در امر مذهب مي باشد.
    جواهر لعل نهرو: در كتاب نگاهي به تاريخ جهان مي گويد: «مذهبي كه پيامبر اسلام تبليغ مي كرد بواسطه سادگي و راستي و درستي آن و دارا بودن طعم دموكراسي و برابري، مورد استقبال توده هاي كشورهاي مجاور شد.»
    ¤¤¤
    ولتر فرانسوي: در كتاب اسلام از نظر ولتر صفحه 28 و 53 مي گويد: «حضرت محمد بي گمان مردي بسيار بزرگ بود. وي جهانگشايي توانا، قانونگذاري خردمند، سلطاني دادگر و پيامبري پرهيزگار بود. او بزرگترين نقشي را كه ممكن بود در مقابل چشمان مردم عادي ايفا كند در روي زمين ايفا كرد.»
    ¤¤¤
    پيرسيمون لاپلاس: منجم، رياضيدان بسيار معروف فرانسوي قرن 18 و 19ميلادي مي باشد كه نظريات او تحولات بزرگي در نجوم ايجاد كرده يكي از محققين غربي است كه در مورد دين مبين اسلام چنين اظهارنظر نموده است.
    «گرچه ما به اديان آسماني عقيده نداريم ولي آئين حضرت محمد(ص) و تعاليم او دو نمونه اجتماعي براي زندگي بشريت است بنابراين اعتراف مي كنيم كه ظهور دين او و احكام خردمندانه اش بزرگ و با ارزش مي باشد و به همين جهت از پذيرش تعاليم حضرت محمد بي نياز نيستيم.»
    (مجله مكتب اسلام ارديبهشت 52 صفحه69)
    ¤¤¤
    پرفسور ارنست هگل: يكي از بزرگترين و پرنفوذترين فلاسفه قرن19 و آلماني الاصل در كتاب زندگاني محمد نوشته توماس كارلايل صفحه 48 مي گويد: «اسلاميت طرح خيلي جديد و در عين حال، طرح غيرمخدوش و بسيار عالي توحيد مي باشد.»
    ¤¤¤
    هربرت جرج ولز: نويسنده و محقق انگليسي در كتاب سرمايه سخن مي گويد: «اسلام تنها ديني است كه هر بشر شرافتمند مي تواند بداشتن آن افتخار ورزد، اگر شاخه و برگ هاي اخير آن را بزنند (كه اينكار را امام روح الله خميني در انقلاب اسلامي ايران كرد.) تنها ديني است كه من دريافته ام و بارها گفته ام كه از سر خلقت آگاه است و با راز آفرينش آشنا و همه جا با تمدن همراه است، دين اسلام مي باشد.»
    اسلام در آغاز كار از پيچيدگي هاي لاهوتي كه مدتها مايه دردسر مسيحيت شده بود و سرانجام، حقيقت آن را از ميان برد بركنار بود. اسلام كاهن ندارد بلكه گروهي دانشمند و معلم و واعظ دارد و روح رافت و سخاوت و اخوت در آن نافذ است.
    ¤¤¤
    گوته: دانشمند، شاعر، نويسنده معروف آلماني كه تاثير عميقي بر ادبيات آلمان و جهان بجاي گذاشته در كتاب ديوان شرقي و غربي مي گويد: «مندرجات كتاب قرآن ... ما را مجذوب مي كند و به شگفت مي آورد و سرانجام به تعظيم و احترام برمي انگيزد.»
    ¤¤¤
    جورج برناردشو (1950-1856):
    بزرگترين نويسنده انگلستان بعد از شكسپير. افكار بلند او در زمينه مذهب- علم- اقتصاد- خانواده و هنر اثر عميقي بر روي مخاطبين خود داشته است. امواج خروشان افكار او در جوامع غربي منجر به روشنگري افكار عمومي مردم مي گرديد. او در رابطه با شخصيت والاي پيامبر بزرگ اسلام چنين مي گويد: «من هميشه نسبت به دين محمد(ص) بواسطه خاصيت زنده بودن شگفت آورش نهايت احترام را داشته ام بنظر من اسلام تنها ديني است كه داراي آنچنان خاصيتي است كه مي تواند تغييرات گوناگون را بخود جذب كند و خود را با اشكال و صور هر عصر منطبق سازد. من درباره دين حضرت محمد(ص) چنين پيش بيني كرده ام كه كيش او براي فرداي اروپا قابل قبول خواهد بود. همانطوري كه در اروپاي امروز هم پذيرش آن آغاز شده است.
    من معتقدم كه اگر مردي مانند پيامبر اسلام فرمانروايي مطلق جهان عصر جديد را احراز كند طوري در حل مسائل و مشكلات جهان توفيق خواهد يافت كه صلح و سعادتي را كه بشر بشدت احتياج دارد براي او تأمين خواهد كرد.»
    ¤¤¤
    يوهان ولفگانگ گوته : در كتاب ديوان شرقي و غربي مي گويد: «از حماقت آدمي است كه تنها عقيده شخصي خود را ستايش كند. هرگاه معناي اسلام تسليم شدن به اراده خداوند جهان مي باشد. پس ما همگي- در اسلام- زندگي مي كنيم و مسلمان مي ميريم.»
    ¤¤¤
    ادوارد گيبن : بزرگترين مورخ انگلستان در قرن 18 ميلادي نويسنده مشهور تاريخ سقوط امپراطوري روم درباره قرآن چنين مي نويسد: «از اقيانوس اطلس تا كنار رود گنگ (در هندوستان) قرآن نه فقط قانون فقهي شناخته شده است بلكه قانون اساسي شامل رويه قضايي و نظامات مدني و جزايي حاوي قوانيني است كه تمام عمليات و امور مالي بشر را اداره مي كند و همه اين امور كه به موجب احكام ثابت ولايتغيري انجام مي شود ناشي از اراده خداست. بعبارت ديگر قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمين و دستوري است شامل مجموعه قوانين ديني، اجتماعي، مدني، نظامي، قضايي، جنايي، جزايي، و همچنين مجموعه قوانين از تكاليف زندگي روزانه تا تشريفات ديني اعم از تزكيه نفس تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومي تا حقوق فردي تا منافع عمومي و از اخلاقيات تا جنايات و از عذاب و مكافات اين جهان تا عذاب و مكافات جهان آينده، همه را در بردارد.» (كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن صفحه 72)
    ¤¤¤
    پرفسور ويل دورانت : مورخ و نويسنده آمريكايي (1885-1981) كه ميليونها نفر در جهان آثار او را مطالعه مي كنند در رابطه با شخصيت بزرگ پيامبر بزرگوار اسلام چنين اظهارنظر مي كند (كتاب پنجگام دين صفحه 185):
    «اگربه ميزان اثر اين مرد بزرگ در مردم بسنجيم بايد بگوئيم كه حضرت محمد«ص» از بزرگترين بزرگان تاريخ انساني است. وي درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومي را كه از فرط گرماي هوا و خشكي صحرا بتاريكي توحش افتاده بودند، اوج دهد در اين زمينه توفيقي يافت كه از توفيقات تمام مصلحان جهان بيشتر بود كمتر كسي را جز او ميتوان يافت كه همه آرزوهاي خود را در راه دين انجام داده باشد، زيرا بدين اعتقاد داشت. محمد«ص» از قبايل بت پرست و پراكنده در صحرا امتي واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دين يهود و دين مسيح و دين قديم عربستان آئيني ساده و ديني روشن و نيرومند با معنوياتي كه اساس آن شجاعت و منعت قومي بود پديد آورد، كه در طي يك نسل در يكصد معركه نظامي پيروز شد و در مدت يك قرن يك امپراتوري عظيم و پهناور بوجود آورد و در روزگار ما نيروي مهمي است كه بر يك نيمه جهان نفوذ دارد.»